نیاز یك سیستم هوشمند به كنترلر
برای روشنتر شدن مطلب، این بحث را با مثالی شروع میكنیم. دكتر فایفر در
كنفرانس علوم شناختی سال گذشته دو نوع طراحی ربات را با هم مقایسه كردند؛
یكی ربات آسیموی هوندا كه علاوه بر مغز دارای یك معماری ذهنی نیز هست و
بنابراین تا حدودی از آگاهی و شعور برخوردار است. و دیگری یك ربات كاملاً
مكانیكی كه صرفاً در ساخت آن مكانیسمهای عضلانی موجودات زنده مورد مطالعه
قرارگرفته بود. حتی هیچگونه حسگری در آن به كار نرفته بود و تنها پس
خورهای آن ، مكانیكی بودند.

هنگام حركت روی یك سطح شیبدار ربات دوم بسیار نرمتر و طبیعیتر از آسیمو
حركت میكرد. این مثال نشان میدهد كه تجسم (embodiment) و قرار گرفتن در
محیط خاص (situatedness) قسمت مهمی از تفكر است. به این ترتیب نمیتوان
هوشمندی و تفكر را از تجسم و قرارگیری در محیطی خاص كاملاً جدا پنداشت یك
سیستم هوشمند در تجاربی كه ازمحیط بیرون به دست میآورد این هوشمندی را
كسب میكند. بنابراین لزوماً هر سیستم هوشمندی به یك كنترلر درونی نیاز
ندارد.
موانع پیشرفت هوش مصنوعی در گذشته
تاثیر نقدهای پدیدار شناسی مكاتب مختلف فلسفه در پیشرفت هوش مصنوعی
غیرقابل انكار است. آنچنان كه سالها پیشرفت هوش مصنوعی به دلیل تفوق
دیدگاه نمادگرایی با كندی مواجه بوده است. تصور علوم كامپیوتر بر این بود
كه هوشمندی باید از بیرون به سیستم تزریق شود. با این دیدگاه یك
برنامهنویس هوشمند میتوانست یك سیستم را هوشمند كند. پیش از آن تجربه
پیوندگرایی از سالهای آخر دهه هشتاد تا كنون نشان داد كه پدیده فیزیكی و
محیطی كه هوشمندی در آن بروز پیدا میكند تا چه اندازه مهم است! هم اكنون
ما هوشمندی را امری بدیل میدانیم به این معنا كه لزوماً نیازی نیست كه
هوشمندی را یك طراح بسیار باهوشتر از سیستم در آن تزریق كند. هوشمندی حتی
میتواند مستقل از اراده طراح در یك سیستم ظهور كند. به عنوان مثال وقتی
ما یك مسئله را به كمك یك شبكه عصبی مصنوعی حل میكنیم، ممكن است طراح آن
شبكه خود راه حل مسئله را نداند.
پدیده تظاهر (خود به خودی شدن) دردنیای آینده منجر به هوشمندی می شود
چنین به نظر میرسد که آ ینده مهندسی كنترل كمتر به سویی برنامهریزی شده
و از پیش تعیین شده پیش میرود. به جای آن تظاهر و خود به خودی شدن بیشتر
در سیستمها به وجود میآید. پس از پدیدهای كه آن را انقلاب صنعتی
مینامیم، اشكال مختلف انرژی را در اختیار خود در آوردند و به تدریج علم
كنترل برای به كنترل در آوردن انرژیها و نیز تولیدات مادی ظهور كرد.
پدیده دیگری كه در این میان رخ داد سازماندهی نیروی كار فنی وتبدیل
كارگاهها به كارخانههاست. به تدریج وارد اقتصادی میشویم كه در آن ذرات
مادی جای خود را به ذرات معنوی (بیتهای اطلاعات) میدهند. طبیعی است كه
كارآیی این بیتها بسیار بیشتر است چون بر خلاف ذرات مادی قابل تغییر و
تصحیح هستند. این اقتصاد به سمت تولید اختصاصی (تولید بر مبنای سفارش) پیش
میرود. مشكلی كه در برابر تولید بر مبنای سفارش وجود دارد این است كه
هزینه طراحی این تولید بسیار بالا میشود. در صورتی كه درتولید انبوه این
هزینه میان محصولات خرد میشود. راهكار تامین این هزینه استفاده مجدد از
یك طرح است. به این شكل كه با استفاده از طرحهای مرتبط گذشته طرح جدیدی
ارائه شود.
به این ترتیب پدیده تظاهر (خود به خودی) بروز مییابد چو بسیاری از
اتفاقات بدون قصه قبلی اتفاق میافتند و شبكهای ازموجودیتهای پیشین،
موجب رخ دادن آن اتفاق میشود. به این ترتیب نوعی پیوند گرایی در سطحی
بسیار وسیع ایجاد میشود و همین پدیده هوشمندی را به وجود میآورد.
سیستمهای هوشمند و كنترل عاطفی
هم اكنون علاقه من در مهندسی كنترل منحصر به كنترل هوشمند شده است. در
زمینه هوش مصنوعی به معنای سنتی آن تقریباً كاری نكردهام و بیشتر به
دیدگاههای جدید سیستمهای هوشمند كه پیوندگراتر، تعامل گراتر و
موقعیتگراتر هستند رو آوردهام. در این میان هم بیشتر به موضوعات بین
رفتار و شناخت علاقه پیدا كردهام و در سالهای اخیر بیشتر كارهایم در این
زمینه بوده است. یكی از جنبههای مهم مرز میان رفتار و شناخت توانی است كه
ما نام آن را عواطف گذاشتهایم. عواطف در توجیه عامه و حتی دركتب علمی
مورد تخدعه[تخطئه] واقع میشوند. بخصوص در مسائل اتخاذ تصمیم كه مهمترین
قسمت مهندسی كنترل است اظهار میشود كه نباید از عواطف استفاده كرد.
حال آنكه صرف وجود عواطف در موجودات زنده نشان میدهد كه حضورشان ضروری
بوده . نقش مهم عواطف در این است كه به جای تصمیمگیری بر مبنای مدل ذهنی
مجرد براثر تجربهای كه در اثر هر تصمیم تكرار میشود تصمیم میگیرند.
عاطفه عبارتست از ارزیابی وضعیت موجود از نظر اهداف، انگیزهها و سایر
سیگنالهایی كه از بخشهای بالاتر سیستم شناختی منتقل میشوند.
وقتی اطلاعاتی از محیط اطراف به سیستم فرستاده میشود، سیستم ارزیابی
میكند كه وضعیت موجود، نسبت به جهتگیریهای ذهنی خودش در چه جایگاهی
قرار گرفته است. هیجان، ترس، رضایت، شادی، و... همه ازجنس این ارزیابی
هستند. تصمیمهایی كه براساس یك ارزیابی سرانگشتی از تجربیاتی كه با
تصمیمگیریهای گذشته به وجود آمده، اتخاذ میشوند، قوام بیشتری نسبت به
تصمیماتی كه از روی یك مدل ذهنی محض گرفته میشوند، دارند. به همین دلیل
ما خیلی بیشتر از تصمیمهای عقلانی، تصمیمهای عاطفی اتخاذ میكنیم. علاوه
بر این ضعف سیستمهای كنترل امروزی غیرتعیین بودن و بار محاسباتی بالاست.
بنابراین اغلب انعكاسات عواطف، كاربردیتر از تصمیمهای عقلانی كلان هستند.
ارتباط كنترل با سایر علوم
موضوع علوم سیاسی و مدیریت ومهندسی كنترل همگی تصمیمگیری است. از این رو
هدف این رشتهها در یكدیگر گره خورده است. مهندسی كنترل در ارتباط خود با
علوم زیستی و فلسفه كمابیش مانند علوم دیگر است. یعنی همانطور كه هر رشته
دیگری با فلسفه یاعلوم زیستی مرتبط است مهندسی كنترل نیز با آنها ویژهای
تعامل دارد.
کنترل ومدیریت
این دو رشته در سطوح پایینتر نیز به شدت با یكدیگر مرتبط هستند. علم
مدیریت وقتی میخواهد نتایج نظری خود را پیادهسازی بكند به ناچار باید از
روشها و تكنیكهای مهندسی كنترل استفاده بكند. از این دیدگاه مدیریت،
علوم سیاسی و دهها رشته دیگر میتوانند حوزههای كاربردی برای مهندسی
كنترل باشند.
کنترل و فلسفه
فلسفه خود تعمیمی از كلیه علوم است و هیچ رشته علمی نمیتواند با فلسفه
رابطهای نداشته باشد. تنها ویژگی مهندسی كنترل در این میان همان بینش
سیستمی آن است. بخش ویژهای از فلسفه امروز مدیون مهندسی كنترل است. كنترل
روشهایی پیش پای فلسفه نهاده كه سرعت رشد آن چندین برابر شده است.
کنترل و علوم زیستی
از آنجا كه دغدغه مهندسی كنترل تصمیمگیری و مدل سازی است، طبیعت مرجع
الهامی بسیار مهم برای مسائل اتخاذ تصمیم و مدلسازی خواهد بود. در طبیعت
ما این اطمینان را داریم كه هر پدیده كارآیی لازم را خواهد داشت چون این
پدیده طی قرنها فشار تكاملی كاربرد خود را حفظ كرده است. بنابراین صرف
وجود داشتن یك پدیده در سیستمهای زنده میتواند توجیهی برای كاربرد آن در
سیستمهای كنترل مصنوعی نیز باشد. در سالهای اخیر داشتن توجیه زیستی یك
معیار مهم برای طراحی سیستمها شده است.
چرا كنترل یكی از زیر مجموعههای مهندسی برق است؟
اصطلاح مهندسی برق به نوبه خود گمراه كنندهتر ازمهندسی كنترل است. در
نگاه اول تصور میشود مهندسی برق تنها به موضوعاتی كه با صنعت برق ارتباط
دارند میپردازد. در صورتی كه این رشته مربوط به علومی میشود كه با پدیده
حركت الكترونها همراه باشند. الكترونها وقتی حركت میكنند دو چیز با خود
حمل میكنند؛ انرژی و اطلاعات. در گذشته انتقال انرژی تنها هدف مهندسی برق
بود و بنابراین مهندسی برق بامهندسی قدرت شروع شد. به تدریج اطلاعات نیز
در برق اهمیت یافت. تا آنجا كه به مهمترین قسمت مهندسی برق تبدیل شد.
مهمترین حامل اطلاعات سیگنالهای الكتریكی هستند و از این رو تمام علوم
اطلاعاتی به گونهای با برق مرتبط هستند از جمله مهندسی كنترل.
یكی ازدغدغههای مهم مهندسی كنترل خودكار كردن سیستمهاست و سادهترین
انرژی كه میتواند در سیستمهای خودكار مورد استفاده قرار بگیرد ، انرژی
الكتریكی است. و این موضوع یكی دیگر از دلایل وابستگی مهندسی كنترل به
مهندسی برق است.
ICT
ICT مجموعه فنونی است كه راجع به دو موضوع اطلاعاتی و مخابرات بدست آمده
است. هم اكنون كالاهای مادی اهمیت هویت شناسانه و فرهنگی دارند. در درجه
اول ارزش مصرفی نیست كه موجب خرید و فروش كالاها میشود، بلكه ارزش فرهنگی
آنهاست.
به عنوان مثال هم اكنون مردم لباسی میپوشند كه نشانه شخصیت و فرهنگ آنها
باشد. از طرف دیگر پدیدههای فرهنگی نیز به كالاهای اقتصادی تبدیل میشوند
و این دو مقوله با هم گره میخورند. در جنبه اجتماعی این تحولات، نكته
مهمی كه به چشم میخورد كیفیت تولید و مصرف این اطلاعات است. اگر به
فنشناسی مخابرات نظری بیاندازیم(رادیو، تلویزیون ، ماهواره یا دیگر
رسانهها) مشاهده میكنیم كه تعداد معدودی تولید كننده اطلاعات هستند و
عامه مردم مصرف كننده. وقتی گروه معدودی كه با قشربندی اجتماعی همبستگی
دارند انحصار كالاهای فرهنگی مورد مصرف را در دست میگیرند، به گونهای كه
حتی فرصت انعكاس هم باقی نمیماند، پدیدهای اتفاق میافتد كه در واژه
شناسی مدرنیسم از آن به شستوشوی مغزها تعبیر میشود. در این میان
تكنولوژی تلفن یك استثنا است به این معنا كه تولید كنندگان و مصرف كنندگان
اطلاعات یك مجموعه منطبق بر هم هستند.
علائم جدید سیستمهای ارتباطی از قبیل اینترنت مبتنی بر همان تكنولوژی تلفن هستند و بالقوه علائمی انقلابی در مخابرات هستند.
سرعت بالای تحولات در پدیدههای ICT
سرعت زیاد پیشرفت از علایم جدید سیستمهای ارتباطی است. به طوری كه یك
محصول پس از طراحی حتی قبل از اینكه وارد بازار كار شود كهنه می شود و
كاربردی ندارد. بنابراین در طراحی سیستمها نه تنها محصول باید قابل مجدد
سازی باشد، بلكه خود طراحی نیز باید این قابلیت را داشته باشد. بدین منظور
غیر از مرحله اولیه طراحی كه همان مرحله مفهومی است، بقیه مراحل باید
خودكار شوند. این كار دو مزیت خواهدداشت؛ اول اینكه وقتی تكنولوژی تغییر
كرد، ما مدلی كه در طراحی مفهومی به آن رسیدهایم تغییر نمیدهیم، بلكه
فقط پیاده سازی طرح را عوض میكنیم. از طرف دیگر خود محصول نیز با تغ ی یر
تكنولوژی میتواند به شكلی خود را پیادهسازی كند كه در محیط جدید نیز
بتواند كاربرد داشته باشد. به این ترتیب طراحی ما قابل تطبیق با تغییرات
تكنولوژی خواهد شد.
چگونگی طراحی سیستم بهینه ICT
هم اكنون مطالعات دامنهداری در زمینه آمادگی الكترونیكی در ایران در
جریان است. در زمینه مخابرات خوشبختانه ایران در میان كشورهای مشابه در
جایگاه مناسبی قرار گرفته است. چیزی كه به جز ایالات متحده در مورد سایر
كشورها پیشبینی میشود، این است كه قبل از الكترونیك شدن حوزههای ICT ،
این حوزهها موبایل شوند. یعنی تكنولوژی موبایل (تمام وسایل قابل حمل)
زودتر از الكترونیك به كمك گسترش حوزههای مختلف ICT بیاید. در ایران رشد
كندی را در این حوزهها شاهد هستیم. دلیل این امر را نباید در فنشناسی
جستوجو كرد، بلكه در سیاستهای دولت باید به دنبال آن گشت. دولت با حمایت
از صنایع با تكنولوژی عقب مانده جلوی استفاده از تكنولوژی پیشرفته را
میگیرد. با این وضع اولاً انگیزهها از بین میروند ثانیاً وضعیت
اقتصادی بازار دچار اغتشاش فراوانی میشود. یكی از قربانیان این سیاستها
تكنولوژی مخابرات است. به نظر من بهترین راه حل، مقابله با اعوجاج های
اقتصادی است این كار، بهترین بهینه سازی را در كشور ایجادمیكند.
طرح تكفا
در این برنامه این كه مقداری بودجه صرف بخش پیشرفتهتری بشود، قدمی رو به
جلو است. و این كه تعدادی برنامهریز محدود داشته باشیم قدمی است رو به
عقب. پیشنهاد من این است كه دولت این بودجه را برای مصرف محصولات
الكترونیكی هزینه كند (البته بعد از آنكه به همه اجازه فعالیت در
زمینههای صنعتی داده شد) . امید است در بستر فرصتهای نو به رشد و پویایی
بیشتری در زمینه استفاده از ICT در سطح كشور برسیم.
فعالیتهای دكتر در زمینه ICT
در صنایع مرتبط با تكنولوی اطلاعات بخصوص صنعت بانكداری فعالیت كردهام.
از جمله بانكداری الكترونیكی، اكتشاف معرفت در اطلاعات و مدیریت
الكترونیكی ارتباط با مشتریان. در زمینه IT كارم طراحی سیستمهای ارتباط
جدید برای برخی موسسات بود. مدتی پیش گمرك پیشنهادی به دانشگاهها داد
مبنی بر ارائه یك طرح اولیه در جهت استفاده از فناوری اطلاعات در گمركها.
طرحی كه ما ارائه كردیم اگر پیادهسازی شود، میتواند موضوع بسیاری از
تحقیقات و پژوهشها را به خود اختصاص دهد. اكنون گمرك با یك بحران روبروست
چون نمیتواند نیروهای خودرا برای انجام مبادلات عظیم اقتصادی بسیج كند.
I T
اهمیت این رشته غیرقابل انكار است ولی كمی عجولانه است كه وقتی ما مهندسی
اطلاعات یا علوم اطلاعات را نداریم، تكنولوژی اطلاعات همه جا به وجود
بیاید. این نیاز شدید و ناگهانی به اطلاعات باید جواب داده شود، ولی بهتر
است كه بیشتر از مدلهای بینالمللی استفاده بكنیم. بهترین مدل در
دانشگاههای خوب امریكا وجود دارد. اكنون حتی اروپا هم بیشتر از مدلهای
دانشگاههای امریكایی استفاده میكند. ما نیز میتوانیم با یك جهتگیری
منطقی جایگاه خود را در این عرصه تثبیت نماییم.
نگاهی گذرا به مهندسی كنترل
درابتدا مهندسی كنترل در مجموعه مهندسی سیستم قرار داشت این دو رشته
تقریباً یكسان تلقی میشدند. اما مهندسی كنترل به سرعت پیشرفت كرد. گسترش
یافت. مسائل بهینه سازی، مدلسازی و از دید كلیتر نگرش به وقایع از
دیدگاه سیستمی امری تازه است.
با این كه عمر برنامه ریزی خطی بسیار طولانی است، عمر برنامه ریزی دینامیكی 40-30 سال بیشتر نیست.
علم طراحی نیز تحت عنوان این مهندسی قرارمیگیرد، چون یكی از جنبههای مهم
تصمیمگیری، تصمیمگیری درباره نحوه پیاده سازی یك سیستم است و این موضوع
رابطهای مستقیم باعلم طراحی دارد. موضوعی كه كنترل بررسی میكند تصمیم
گیری (decision_making) است. از این لحاظ باعلوم دیگری همچون علم مدیریت و
علوم سیاسی مشترك است. با این وجود مهندسی كنترل برخلاف دیگر علوم بیشتر
تمایل به كاربردهای مهندسی و سیستمهای مصنوعی دارد. اگر بخواهیم مرزهایی
برای مهندسی كنترل تعیین كنیم خواهیم دید كه مرز تثبیت شدهای ندارد. در
ضمن وسعتی كه ما در دانشگاه تهران برای این رشته قائلیم خیلی بیشتر از
سایر دانشگاههای ایران است. از طرف دیگر با اینكه مدتهاست مهندسی كنترل و
مهندسی سیستم از یكدیگر جدا شدهاند باز هم مرز مشخصی میان آن دو وجود
ندارد
وضعیت پایان نامههای دانشجویان
اصولاً پروژههایی که در کشور در سطح کارشناسی ارشد انجام میشود از وضعیت
قابل قبول و حتی خیلی خوبی برخوردار است. اما متأسفانه این مسئله در سطوح
کارشناسی و دکترا به چشم میخورد. به هر حال از نظر تولید محصولات
تحقیقاتی وضعیت خوبی نداریم.
دلایل عقب مانده بودن پروژهها هم خیلی واضح است. یک طرف مسئله به استاد
راهنما برمیگردد که تواناییهای خود او محدود و حتی متأسفانه در برخی
موارد کمتر از قابل قبول است. مسئله دیگر به ارتباط صنعت و دانشگاه باز
میگردد که از وضعیت اسفباری برخوردار است که آن هم به دلیل سیاست دولت
در حمایت از وضعیت موجود صنایع آن هم با سیاست اقتصادی نامناسب است که به
این ترتیب صنعت انگیزهی خود را برای بالا بردن سطح خود از دست میدهد و
لذا پروژههای مطروحه کاربردی نیستند و معمولاً موضوعاتی تکراری دارند.
سیستم تعریف و انجام پروژه
در دانشگاههای ما این دانشجویان هستند که موضوع پروژهها و اساتید
راهنمای خود را انتخاب میکنند. این سیستم مزایا و البته مشکلاتی دارد. از
مشکلات آن میتوان به عدم انطباق زمان علاقهمندی دانشجویان به یک موضوع
با زمان عمر پروژهها اشاره کرد و پروژههای صنعتی که پشتیبانی صنعتی هم
دارند ممکن است مورد علاقهی هیچکس واقع نشوند و به پروژههای تکراری
پرداخته شود. ولی از مزایای آن این است که به علاقه دانشجویان خیلی بها
داده میشود و معمولاٌ دانشجویان به مسائل خوبی علاقه نشان میدهند. و نیز
هر کسی با توجه به تصمیمش برای آیندهاش نوع پروژههایش را انتخاب میکند.
مثلاً اگر کسی دغدغه ادامه تحصیل در سطح دانشگاههای خوب دنیا را دارد
پروژههای در سطح جهانی انتخاب میکند.
مقایسه سیستم آموزشی ما با دانشگاههای آمریکا بخصوص برکلی
به نظر من این مقایسه در جهت درست و عادلانه نیست. دانشگاههای آمریکا حتی
با دانشگاههای اروپا هم تفاوت فراوان دارند. البته آمریکا دانشگاه بد نیز
دارد ولی برکلی همواره جزء ده دانشگاه برتر دنیا قرار داشته است. در
دانشگاه برکلی در رشتهی مورد نظر شما بیش از یک صفحه لیست اعضای هیئت
علمی آن دانشکده است. امکانات کتابخانهای و آزمایشگاهی و پشتیبانی همه
آنها بیشتر از ما است.
نکته جالب توجهی که در دانشگاه برکلی به چشم میخورد استفاده از کلاس همه
درس به جز نقش حاشیهای و متداول آنهاست. چیزی که انسان با مشاهده این
وضعیت درک میکند این است که هنگامی که انسان پای صحبت یک استاد واقعی می
نشند مطالبی را فرا میگیرد که در کتابهای دیگر نیست.
نکته دیگری که در مورد دانشگاه برکلی قابل ذکر است، گذرگاه علم و دانش
بودن آن است. اکثر بزرگان علم در حال حاضر، حداقل برای مدت کوتاهی در
برکلی زندگی کردهاند. مزیت این شرایط آن است که دانشجویان از سایر علوم
نیز بهرهمند میشوند.
نقش استاد در بهرهور کردن نظام آموزشی دانشگاهها
اولین نکتهای که اساتید و دانشجویان ما به طور کل باید مدنظر داشته باشند
آن است که نباید خود را با سطح علمی و تحقیقاتی کشور وفق داد بلکه باید
سعی کرد تا خود را با معیارهای جهانی تطبیق داد. اساتید ما باید سعی کنند
برای دنیا نیروی تحقق تربیت کنند ولی متأسفانه سطح تحقیقات در ایران بسیار
پائین است. بالاخص از جهت کاربردی. برای انجام تحقیقات مفید بینالمللی
نیاز به یک تغییر بزرگ در سیستم دانشگاهی کشور است. متأسفانه نوعی تنگ
نظری در علوم و تحقیقات به چشم میخورد و آن این است که نتیجه تحقیقات
نباید به درد سایر کشورها بخورد بلکه باید تنها به کشور خود ما کاربرد
داشته باشد. ولی باید توجه کرد که امکان ندارد ما عملی انجام دهیم که به
درد ایران بخورد و به در بقیهی کشورها نخورد. ما نیز باید مانند بزرگان
پیشینمان که ثمره تلاشهای آنها همه دنیا را بهرهمند میساخت عمل کنیم.
البته متأسفانه تحقیقات داخل کشور سطح نازلی دارد.
این طرز تفکر که دنیا تکنولوژی عقبمانده را به جهان سوم میفروشد زیاد هم
درست نیست چون معمولاً مقرون به صرفه است که از تکنولوژی جدید استفاده
شود.
دلایل تأکیدتان روی تفکر با ابعاد جهانی
برای پاسخ به این سوال لازم است نگاهی مجدد به سیستم آموزشی دانشگاههای
کشور بیندازیم مثبت آن را بررسی کنیم. دانشگاههای ما از جهت سیستم آموزشی
بسیار قوی هستند. تقریباٌ در تمامی دانشگاههای معتبر دنیا در بین اعضای
هیئیتهای علمی آنها چند استاد ایرانی به چشم میخورد. در کشوری مانند
ایران که دانشجویانش توانایی این را دارند که در دانشگاههای سطح بالای
جهان ادامه تحصیل دهند لازم است جهانی فکر شود. خود دانشجویان هم باید خود
را به معیارهای جهانی نزدیک کنند تا قابلیت تحصیل در دانشگاههای تراز اول
را داشته باشند: نکته دیگر در مورد جذب شدن در مراکز پیشرفته آموزش عالی
دنیاست که به طریق اولی باید جهانی فکر کرد. نکته دیگر در مورد تحقیقات
است که ما باید تحققهای بزرگی در داخل کشور تربیت کنیم که قابلیت رقابت
در سطح جهانی را داشته باشند.
منبع: سایت طیف
علم محاسبات نرم !
(2)
ریاضیات یا سواحل ویرجینیا ؟!
(1)
علم تراشه های کوچک(الکترونیک)
(3)
علم مخابرات
(3)
شخصیت های برجسته
(1)
فیزیک نوین
(1)
دانشگاه
(3)
شاید بتوانیم روزی یک مغز بسازیم!
(3)
برنامه نویسی
(4)
خوش بختی
(11)
بد بختی
(6)
پیش به سوی سال 2050 !
(5)
و این سیستم عامل مجانی !
(5)
عمومی
(6)
درد دل
(8)
General
(1)